خروج یمانی وخراسانی دریک روز



logo

ابوجواد الانصاری

سرپرست خادمین

خروج یمانی، خراسانی و سفیانی در یک روز واحد بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما   - سفیانی و خراسانی کجا هستند؟ روایت می گوید: خروج سه نفر در روز واحد است!!! عن أبي بصير، عن أبي جعفر الباقر (ع) قال: (خروج السفياني واليماني والخراساني في سنة واحدة، في شهر واحد، في يوم واحد؛ نظام كنظام الخرز يتبع بعضه بعضاً، فيكون البأس من كل وجه، ويل لمن ناواهم، وليس في الرابات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو الى صاحبكم. فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس، وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه، فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو الى الحق، والى طريق مستقيم).بشارة الاسلام ص 93 به نقل از غیبت نعمانى . بحار الأنوار ج52. از ابی بصیر، از ابی جعفر محمد باقر(ع) فرمود: (خروج سفیانى، یمانى و خراسانى در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره ها پشت سر هم خواهد بود. سختى از هر سو پدید آید، واى بر کسى که در مقابل آنها بایستد. در میان پرچم ها، هدایت گرتر از پرچم یمانى وجود نیست، چرا که پرچم حق است و شما را بسوى صاحبتان دعوت کند. وقتى یمانى قیام کند، فروش اسلحه به مردم حرام می شود. پس بسوى او بشتابید که پرچم او پرچم هدایت است، و بر هیچ مسلمانى، جایز نیست از او سرپیچى کند و اگر کسى چنین کند از اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت کند). می گویند: شما می گویید که سید احمد الحسن (ع) همان یمانی است، و روایت وارد شده از امام محمد باقر (ع) می گوید: خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در سال واحد، ماه واحد، و روز واحد است، پس سفیانی و خراسانی کجا هستند؟ پاسخ: • روایت در مورد خروج می باشد و خروج غیر از ظهور است، خروج می تواند اعلان دعوت و خروج دعوت و رساندن علنی باشد و خروج نیز همان جنگ و کارزار است، و همچنان باید ظهوری قبل از جنگ و انتقام باشد تا از طریق آن انصار جمع شوند؛ و حجت بر مردم اقامه گردد، و همانطور که می دانیم و متن روایت آنرا واضح می کند دعوت را یمانی آغاز می کند. سنت تمامی پیامبران و فرستادگان اینگونه بود و خواهد ماند و آن دعوت مردم با نرمش و "بإلتي هي أحسن" می باشد. پس آیا فقط نزد شما اینگونه است که یمانی بدون اقامه ی حجت باید شمشیر بدست بگیرد و به جنگ رهسپار شود؟ • آنچه مهم است در معرفت و شناخت یمانی، شناخت دلایل و حجت های او می باشند، پس اگر این شناخت حاصل شود، دلیل و حجت بر صدق او اقامه می شود، اما غیر آن، دفع محکم به متشابه است و کسی به آن پناه نمی برد مگر آنکه در قلبش بیماری باشد، همانطور که در قرآن آمده است. • یمانی، فرستاده ای مرتبط با امام مهدی (ع) است، همانطور که ثابت شد، و می تواند از این راه حقیقت خود را بداند. و اما سفیانی، پس او مردی منحرف و جنایتکار است که حقیقت خود را نمی داند، یا بدین معنا که، او نمی داند خود سفیانی است. و حتی، بر فرض مثال، اگر بداند که خود سفیانی است، آیا خود را معرفی خواهد کرد، که من همان سفیانی منحرف و جنایتکارِ مذکور در روایات محمد (ص) و آل محمد (ع) هستم؟ پس شناخت یمانی مهمترین موردی است که اهل بیت (ع) ما را به آن دعوت کردند، و با شناخت یمانی و دلایل ایشان امر برای ما واضح می شود، و یمانی خود در وقتی که صلاح بداند هویت سفیانی را برای ما مشخص می کند. • روایاتی دال بر اینکه ظهور یمانی یا قائم یا مهدی- که همه یک شخصیت هستند همانطور که ثابت شد- قبل از ظهور سفیانی است. روى حذلم بن بشير قال: قلت لعلي بن الحسين (ع): (صف لي خروج المهدي وعرفني دلائله وعلاماته؟ فقال: يكون قبل خروجه خروج رجل يقال له عوف السلمي بأرض الجزيرة، ويكون مأواه تكريت، وقتله بمسجد دمشق، ثم يكون خروج شعيب بن صالح من سمرقتد، ثم يخرج السفياني الملعون من الوادي اليابس، وهو من ولد عتبة بن أبي سفيان، فإذا ظهر السفياني اختفى المهدي، ثم يخرج بعد ذلك).غيبة الطوسي444. البحار ج 52 ص 213. حذلم بن بشير گفت: به حضرت امام سجاد علي بن الحسين صلوات الله و سلامه عليهما عرض کردم: (خروج حضرت مهدي عليه السلام را توصيف فرما و دلائل و علامت های او را به من بشناسان. فرمود: قبل از خروج مهدی عليه السلام خروج مردی است که او را عوف سلمی گويند در سرزمين جزيره و جايگاهش تکريت مي باشد و در مسجد دمشق کشته شود، پس از آن خروج شعيب ابن صالح از سمرقند، سپس خروج سفيانی ملعون از بيابان خشک خواهد بود و او از فرزندان عتبة ابن ابی سفيان است، و چون سفيانی ظاهر گردد مهدی پنهان می شود و پس از آن خروج می فرمايد). و در این جا واضح است که مهدی (ع) قبل از ظهور سفیانی ظاهر شده بود، زیرا که بعد از ظهور سفیانی پنهان می شود، و کسی پنهان نمی شود الا اگر ظاهر باشد. • و اما در مورد جزئیات کامل؛ که در آنها احتمال بداء (تغییر) وجود دارد، بلکه نسبتاً به نقشه ریزی نظامی که در آن پیروزی بر دشمن مراد است که آن دشمن همان شیطان و سربازانش می باشند ارجح تر است. پس حتی خروجی که روایت به آن اشاره کرده اند که در یک روز است، در آن احتمال بداء وجود دارد. و مثال بر آن از روایات اهل بیت (ع): عن علي بن الحسين (ع) قال: (يقوم قائمنا لموافاة الناس سنة. قال: يقوم القائم بلا سفياني؟ إن أمر القائم حتم من الله وأمر السفياني حتم من الله ولا يكون قائم إلا بسفياني. قلت جعلت فداك فيكون في هذه السنة قال ما شاء الله قلت يكون في التي يليها قال يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ).بحار الأنوار ج52 ص 182. از علی بن الحسن (ع) فرمود: (قائم ما عليه السلام در سالی برای آسايش مردم قيام فرمايد. راوی گفت: قائم عليه السلام بدون سفيانی قيام فرمايد؟ فرمود: همانا امر قائم عليه السلام حتمی و ابرامی از خدا است، و کار سفيانی هم حتم و ابرام از خدا است و قيام قائم عليه السلام نباشد مگر به سفيانی راوی گفت: عرض کردم: فدايت شوم در همان سال؟ فرمود: آنچه خدا بخواهد عرض کردم: در سال بعد خواهد بود؟ فرمود: خدا هر چه خواهد مي کند). عن عبدالملك بن أعين قال: (كنت عند أبي جعفر (ع) فجرى ذكر القائم (ع) فقلت له: أرجو أن يكون عاجلاً ولا يكون سفياني فقال لا والله إنه لمن المحتوم الذي لا بد منه).الغيبة – النعماني ص312. عبد الملک بن اعين گويد: (نزد امام باقر (ع) بودم و سخن از امام قائم (ع) به ميان آمد، به آن حضرت عرض کردم: اميدوارم که هر چه زودتر واقع شود و سفيانی در کار نباشد، فرمود: نه به خدا قسم آن از امور حتمی است که گريزی از آن نيست).متن فارسی غیبت شیخ نعمانی – باب 18 حدیث چهارم. ابن المتوكل عن الحميري عن ابن عيسى عن ابن محبوب عن الثمالي قال: قلت لأبي عبد الله (ع) إن أبا جعفر (ع) كان يقول إن خروج السفياني من الأمر المحتوم قال لي نعم واختلاف ولد العباس من المحتوم وقتل النفس الزكية من المحتوم وخروج القائم (ع) من المحتوم. فقلت له: فكيف يكون النداء؟ قال ينادي مناد من السماء أول النهار ألا إن الحق في علي و شيعته ثم ينادي إبليس لعنه الله في آخر النهار ألا إن الحق في السفياني وشيعته فيرتاب عند ذلك المبطلون).بحار الأنوار ج52 ص206. ابوحمزه ثمالى مى گوید: (به امام جعفر صادق (ع) عرض کردم که ابا جعفر (ع) می فرمود: خروج سفیانى از امور حتمى است. فرمود: آرى و اختلاف بین بنى عباس در سلطنت از امور حتمى است و کشته شدن نفس ‍ زکیّه حتمى است. و خروج قائم حتمى است. گفتم: نداى آسمانى چگونه است؟ فرمود: در آغاز روز، منادى از آسمان ندا مى کند: آگاه باشید، حق با على (ع) و شیعیان اوست. سپس در آخر روز، در زمین ندا مى شود: آگاه باشید حقّ با سفیانی و پیروان اوست. در این هنگام رهروان راه باطل به شک مى افتند). علي بن أحمد عن عبيد الله بن موسى عن يعقوب بن يزيد عن زياد بن مروان عن عبد الله بن سنان عن أبي عبد الله (ع): (أنه قال النداء من المحتوم والسفياني من المحتوم وقتل النفس الزكية من المحتوم وكف يطلع من السماء من المحتوم. قال (ع) و فزعة في شهر رمضان توقظ النائم وتفزع اليقظان و تخرج الفتاة من خدرها).الغیبة للنعمانی. عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) روايت کرده که آن حضرت فرمود: (وقوع نداء از امور حتمی است، و سفيانی از امور حتمی است و يمانی از امور حتمی است و کشته شدن نفس زکيه از امر حتمی، و کف دستی که از افق آسمان بيرون می آيد از امور حتمی است. و اضافه فرمود: و نيز وحشتی در ماه رمضان که خُفته را بيدار گرداند و شخص بيدار را به وحشت افکند و دوشيزگان پردگی را از پس پرده هايشان بيرون کند).متن فارسی غیبت شیخ نعمانی باب علامات حتمی قبل از قیام قائم حدیث یازدهم. محمد بن همام عن محمد بن أحمد بن عبد الله الخالنجي عن داود بن أبي القاسم قال: (كنا عند أبي جعفر محمد بن علي الرضا (ع) فجرى ذكر السفياني وما جاء في الرواية من أن أمره من المحتوم، فقلت لأبي جعفر (ع): هل يبدو لله في المحتوم؟ قال: نعم. قلنا له فنخاف أن يبدو لله في القائم؟! قال: القائم من الميعاد).بحار الأنوار ج52 ص 250. از داود بن ابی قاسم گفت: (در نزد ابی جعفر محمد بن علی الرضا (ع) نشسته بودیم که ذکر سفیانی جاری شد که در روایت آمده است که امر او از حتمیات است؛ پس به ابی جعفر (ع) عرض کردم: آیا در امور حتمی بداء است؟ فرمود: آری. گفتیم: می ترسیم در قائم بدائی حاصل شود! فرمود: قائم از میعاد است). از روایات چه چیزی متوجه شدیم؟ أ‌- قائم از محتوم است، قائم از میعاد است. ب‌- سفیانی از محتوم است. ت‌- محتوم در آن بدائی نیست. ث‌- محتوم در آن بداء است. ج‌- میعاد در آن بداء نیست. *پس محتوم در آن بداء وجود دارد؛ بدان معنا که در جزئیات آن بداء است اما اصل وجود سفیانی باید باشد و لیکن ممکن است فلان یا فلان باشد و ممکن است که مبدأ او از اینجا یا آنجا باشد. * قائم از میعاد است و در میعاد بدائی صورت نمی گیرد، زیرا که امام است و در معصوم بداء صورت نمی گیرد. بنا بر این اصل قیام یمانی، سفیانی و خراسانی در یک روز در زمین بداء واقع شده است، پس چگونه ممکن است یک عاقل آن را دلیلی قطعی که باید محقق شود قرار می دهد که خداوند در آن بداء انجام می دهد؟ این از لحاظ بداء است، اما اگر بخواهیم بحث را بازتر نماییم، می توانیم آن را به این صورت تقسیم بندی و مسئله را روشن سازیم. الف: قبل از خروج، یمانی ظهور و بیعتی دارد. ب: خراسانی در بعضی روایتها حتمی نمی باشد. د: قبل از خروج، سفیانی ظهور و بیعتی دارد. الف: قبل از خروج، یمانی ظهور و بیعتی دارد. عن أبي بصير، عن أبي جعفر الباقر (ع) قال: خروج السفياني واليماني والخراساني في سنة واحدة، في شهر واحد، في يوم واحد؛ نظام كنظام الخرز يتبع بعضه بعضاً، فيكون البأس من كل وجه، ويل لمن ناواهم، وليس في الرابات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو الى صاحبكم. فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس، وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه، فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو الى الحق، والى طريق مستقيم).بشارة الاسلام ص 93 به نقل از غیبت نعمانى. بحار الأنوار ج52. از ابی بصیر، از ابی جعفر محمد باقر(ع) فرمود: (خروج سفیانى، یمانى و خراسانى در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره ها پشت سر هم خواهد بود. سختى از هر سو پدید آید، واى بر کسى که در مقابل آنها بایستد. در میان پرچم ها، هدایت گرتر از پرچم یمانى موجود نیست، چرا که پرچم حق است و شما را بسوى صاحبتان دعوت کند. وقتى یمانى قیام کند، فروش اسلحه به مردم حرام می شود. پس بسوى او بشتابید که پرچم او پرچم هدایت است، و بر هیچ مسلمانى، جایز نیست از او سرپیچى کند و اگر کسى چنین کند از اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت کند). دو نکته از روایت فوق: الف:شما را بسوى صاحبتان دعوت کند. و این آشکار است که یمانی چون صاحب پرچم حق است باید ظهوری داشته باشد تا خود را معرفی و به مردم ثابت کند تا مردم از ایشان پیروی کنند و ایشان را بپذیرند که واقعاً آنها را به امام مهدی (ع) سوق می دهد. ب: وقتى یمانى قیام کند. و اینجا آشکار است که بعد از ظهور و جمع آوری انصار، قیامی خواهد بود.---> وقتی یمانی خروج کرد، و این بعد از مدت زمانی خواهد بود. روایاتی که دلالت بر این امر می کنند، و مورد را تأکید و تأیید می کنند: فقد روى الطوسي في الغيبة عن محمد بن مسلم: (يخرج قبل السفياني مصري ويماني). المعجم الموضوعي: 620. شیخ طوسی در کتاب غیبت از محمد بن مسلم روایت می کند که: (قبل از سفیانی مصری و یمانی خواهد بود). و در اینجا قبل از سفیانی، مصری و یمانی است، در حالیکه روایتی که از طریق آن اشکال وارد شد می گوید خروج سه پرچم در یک روز واحد است، و در اینجا آشکار شد یمانی قبل از سفیانی نیز ظهوری دارد. حديث حذلم أبن بشير مع الإمام زين العابدين (ع) عن المهدي (ع) فقال الإمام (ع): (ثم يخرج السفياني الملعون من الوادي اليابس وهو من ولد عتبة بن أبي سفيان فإذا ظهر السفياني أختفى المهدي (ع) ثم يخرج بعد ذلك).غيبة الطوسي ص294 / بحار الانوار ج52 ص291 / الحوائج والجوائح للراوندي ص1149 / معجم أحاديث المهدي (ع) ج1 ص50 / منتخب الأنوار المضيئة ص50. و حدیث حذلم ابن بشیر با امام سجاد (ع) در مورد امام مهدی (ع)، امام سجاد فرمود: (... سپس سفيانی ملعون از بيابان خشک خارج می شود، و او از فرزندان عتبه بن ابی سفیان است، پس اگر سفیانی ظهور کرد مهدی مخفی می شود، سپس بعد از آن مجدداً خروج می کند) . و این روایت جای تأمل دارد و دو نکته در آن نهفته است: الف: پس اگر سفیانی ظهور کرد مهدی مخفی می شود. سفیانی یکی از علائم حتمی ظهور امام مهدی (ع) است، و این روایت می گوید اگر سفیانی ظهور کرد، مهدی مخفی می شود، و این بدان معناست که سفیانی ظهوری دارد قبل از قیام و ثانیاً مهدی نیز ظهوری دارد قبل سفیانی، زیرا که روایت می گوید: مهدی بعد از ظهور سفیانی مجدداً مخفی می شود. و کسی گمان نکند که مهدی ذکر شده در روایت امام مهدی (ع) می باشد، بلکه ایشان مهدی اول همان یمانی موعود است و همانطور که اشاره کردیم قیام سفیانی یکی از علائم ظهور علنی امام مهدی (ع) یاد شده است، و از طریقی دیگر بر امام مهدی (ع) صدق نمی کند زیرا اگر گفتیم مراد از مهدی در این روایت، محمد بن الحسن عسگری است این بدان معناست که ایشان را سه غیبت است و این با روایات کثیری در تضاد است. ب: سپس بعد از آن مجدداً خروج می کند. یعنی مهدی اول بعد از مخفی شدن، مجدداً ظهور و خروج می کند و طبعاً در این مدت به دعوت مردم می پردازند. قال أمير المؤمنين (ع): (المهدي أقبل جعد يكون مبدأه قبل المشرق وإذا كان ذلك خرج السفياني).غيبة النعماني ص316 / تفسير البرهان ج3 ص354 / بحار الانوار ج52 ص252 / المحجة ص177 / ينابيع المودة ص427 / معجم اخاديث الإمام المهدي (مكن) ج5 ص357. امیر مؤمنان (ع) فرمود: (مهدی مخمور العین، پیچیده موی است و در گونه آن حضرت خالی است و مبداء ظهور مبارکش از طرف شرق است. و اگر آنچنان شد سفيانى خروج خواهد نمود...). و این روایت آشکار می سازد که مهدی اول قبل از خروج، ظهور کرده است و بعد از ظهور مبارکش از طرف مشرق، سفیانی بعد از آن خروج خواهد کرد. عن الإمام الباقر (ع) انه قال: (تنـزل الرايات السود التي تقبل من خراسان الكوفة فإذا ظهر المهدي بمكة بعث بالبيعة إلى المهدي).عقد الدرر ص 129. از امام باقر (ع) فرمود: (پرچم هاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد). روایت فوق تصریح می کند که پرچم های سیاه از طرف خراسان [با رهبری مهدی اول یمانی (ع)] به طرف کوفه رهسپار می شوند، پس اگر مهدی در مکه ظاهر شود جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد، و این روایت بسیار عجیب است اگر دقت فرمایید که مهدی برای مهدی جهت بیعت گرفتن می فرستد، بنا بر این چند مهدی داریم؟ و با این حال روایت آشکار می سازد که صاحب پرچم های سیاه همان مهدی اول وارد کوفه که می شود، حضرت امام مهدی محمد بن الحسن (ع) به جهت بیعت می فرستند تا امور کامل را از مهدی اول بدست گیرد. و همانطور که قبلاً گفته شد زمینه ساز ظهور و صاحب پرچمهای سیاه و انقلابگر و متصدی بیعت احمد مهدی اول است. زمینه ساز ظهور مقدس کیست؟ عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).غيبت - طوسی ص 454. غيبت - طوسی ص 470. بحار الأنوار ج 52، ص 291. حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند). عن الصادق (ع): (خروج السفياني والخراساني واليماني في يوم واحد ليس فيهم أهدى من اليماني لأنه يدعو إلى الحق).الصراط المستقيم ج 2 النباطي العاملي ص 250. از امام صادق (ع) فرمود: (خروج سفیانی و خراسانی و یمانی در یک روز واحد است، و در میان آنها پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست زیرا به حق دعوت می کند). عن الإمام الباقر عليه السلام: (خروج السفياني واليماني والخراساني في سنة واحدة وفي شهر واحد في يوم واحد ونظام كنظام الخرز يتبع بعضه بعضا فيكون البأس من كل وجه، ويل لمن ناواهم. وليس في الرايات أهدى من راية اليماني هي راية هدى لانه يدعو إلى صاحبكم، فاذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على (الناس و) كل مسلم وإذا خرج اليماني فانهض إليه، فإن رأيته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل فهو من أهل النار، لانه يدعو إلى الحق وإلى طريق مستقيم).غیبة النعماني ص264.دراسة في علامات الظهور ج1 ص83. از امام باقر علیه السلام فرمودند: (خروج (قیام) سه پرچم: خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز واحد است ... در بین پرچمها پرچمی هدایتگر تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است، چون شما را به سوی صاحبتان (امام مهدی ع) دعوت می کند، پس اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و تمام مسلمانان حرام می شود، و اگر یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب چون پرچم او پرچم هدایت است، و بر هیچ مسلمانی جایز نیست از او سرپیچی کند، پس هر کس آن را انجام داد (سرپیچی) از اهل جهنم می باشد، چون او به سوی حق و راه مستقیم دعوت می کند). عن أبي جعفر الباقر (ع) قال: (لابد أن يملك بنو العباس، فإذا ملكوا واختلفوا وتشتت أمرهم خرج عليهم الخراساني والسفياني هذا من المشرق، وهذا من المغرب يستبقان إلى الكوفة كفرسي رهان، هذا من ههنا وهذا من ههنا حتى يكون هلاكهم على أيديهما، أما إنهما لا يبقون منهم أحدا أبدا. خروج السفياني و اليماني و الخراساني في سنة واحدة و في شهر واحد في يوم واحد و نظام كنظام الخرز يتبع بعضه بعضا فيكون البأس من كل وجه، ويل لمن ناواهم. و ليس في الرايات أهدى من راية اليماني هي راية هدى لأنه يدعو إلى صاحبكم).كتاب الغيبة للنعماني ص259. از امام باقر (ع) فرمود: (باید بنی عباس حکومتداری کنند، پس هنگامی که حکومت کردند و دچار اختلاف گشتند و امر آنها تشتت پیدا کرد، خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب بر آن‌ ها خروج می‌ كنند و هر دو به سوی كوفه می ‌آیند و نابودی آنان به دست این دو نفر خواهد بود، الا اینکه کسی از آنان باقی نخواهد ماند. خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است که ترتیب آن ها به سان رشته ای از مهره است که پی در پی واقع شده باشد. پریشانی و سختی از هر سو سر بر می دارد، وای بر کسانی که با اين گروه درگير شوند و در برابر آنها بایستد. و در میان پرچم ها، پرچمی از پرچم يمانی هدايتگر نيست زيرا او مردم را به اطاعت امام زمان دعوت می کند). و در ابتدای روایت متوجه می شویم که: خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب بر آن‌ ها خروج می‌ كنند و در ابتدای روایت به این اشاره نشده است که یمانی با آنهاست، و خروج تنها خراسانی و سفیانی صورت گرفته است، اما در ادامه ی روایت بعد از وقایعی و دقیقاً بعد از نابودی کامل بنی عباس یمانی نیز با آنها همراه می شود، و این مسأله بسیار واضح و آشکار است و نیاز به تأویل ندارد. همچنین که قبلاً اشاره کردیم: پریشانی و سختی از هر سو سر بر می دارد، وای بر کسانی که با اين گروه درگير شوند و در برابر آنها بایستد، و از کلام امام (ع) واضح است که خروج آنها برای جنگ و کارزار است همانطور كه در فوق به آن اشاره داشتيم. الحسين بن محمد، عن المعلى، عن محمد بن جمهور، عن ابن محبوب عن أبي حمزة قال: سألت أبا جعفر (عليه السلام) عن قوله [وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ] قال: إنهم طلبوا المهدي (عليه السلام) من حيث لا ينال، وقد كان لهم مبذولا من حيث ينال.بيان: قوله " من حيث لا ينال " أي بعد سقوط التكليف وظهور آثار القيامة، أو بعد الموت أو عند الخسف). مجمع البيان ج 8 ص 397 و 398. از ابى حمزه گوید: (از محمد باقر (ع) در مورد گفتار الهی [و چگونه از جايى دور دست ‏يافتن براى آنان ميسر است] پرسیدم. فرمود: آنها امام مهدی (ع) را از جایی که رسیدن به ایشان میسر نبود طلب کردند، در حالی که از جایی که قابل دست یافتن است میسر بود. و بیان فرموده اش: [از جايى دور دست ‏يافتن براى آنان ميسر نمی باشد] یعنی بعد از سقوط تکلیف و ظهور آثار قیامت است، یا بعد از مرگ یا در هنگام فرو رفتگی زمین). و بدانید که دست یافتن امام مهدی (ع) تنها با شناختن یمانی (ع) میسر است بنا بر این از جایی که رسیدن به ایشان ناممکن است ایشان را طلب نکنید، و نیز بدانید که بعد از سقوط تکلیف و ظهور آثار قیامت [یعنی ظهور امام مهدی (ع)] دست یافتن به ایشان میسر نخواهد بود، بنا بر این دعوت کننده ی به سوی خدا و امام مهدی (ع)، که همان یمانی موعود احمد است را لبیک گویید قبل از اینکه فرصت را از دست دهید، همانا که فرصت ها مانند ابر گذرا هستند. ب: خراسانی در بعضی روایتها حتمی نمی باشد. آل محمد (ع) هنگامی که ما را از علامت ظهور مقدس با خبر ساختند، برخی از علامات را حتمی و برخی را غیر حتمی نامیدند، و علامات حتمی پنج تا می باشند و آنها: عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج 2 ص 119. از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء). پس خراسانی در این علامات کجا است؟؟؟ بنا بر این این مسئله را چگونه تأویل می کنید؟ آیا خراسانی وجود دارد؟ در او بداء حاصل شد؟ خروجی دارد یا خیر؟ روایت دیگر چه می گویند؟ کسی گمان نکند روایات با همدیگر در تضادند، بلکه تأویل صحیح و درستی و برداشت صحیح می خواهند، و متأسفانه دیروز و امروزه همانطور که عادت شده است بعد از دست رنجهای زیاد بسیاری آب را با آب تفسیر و تأویل می کنند. د: قبل از خروج، سفیانی ظهور و بیعتی دارد. اما سفیانی، او صاحب پرچم گمراهی است و ممکن نیست صاحب پرچم گمراهی هویت خود را آشکار سازد، بلکه بر عکس، او ایمان را ظاهر می کند و کفر را نهان می سازد تا زمانی که وقت آن فرا برسد و با یمانی (ع) بجنگد. و چون یمانی صاحب حق است، و صاحب حق دعوتش را آشکار می سازد زیرا که از نتیجه واهمه ندارد، پس می بینید صاحب حق دعوتش آشکار و علنی است علی رغم فراوانی دشمنانش، پس هنگامی که وقت فرا رسد صاحب پرچم گمراهی (سفیانی) و پیروانش که فراوان هستند و روز به روز افزایش پیدا می کنند و تنها هدفش جنگ با آل محمد (ع) و پیروانشان است، و برای این است آل محمد (ع) برای این تعداد اندک که به این پرچم حق روی آوردند که صاحب آن یمانی است راه و روشی قرار دادند تا بر اساس آن سیر و حرکت کنند. عن خلاد، قال سأل رجل جعفر بن محمد عليهما السلام فقال: يا أبا عبد الله (إذا خرج السفياني فما حالنا؟ قال: إذا كان ذلك فإلينا).الأمالي ‏للطوسي ص: 680 – الغيبة للطوسي ص: 69 – بحار الأنورا ج 52 ص 249. از خلاد گوید: مردى به حضرت صادق (ع) عرض کرد: (وقتی که سفيانى خارج شود حال ما چگونه خواهد بود؟ فرمود: چون او بيرون آيد پس به سوى ما روى آوريد). و همه می دانند که سفیانی یکی از علامات ظهور است، و آن کس که در زمان خروجش با او خواهد بود یمانی است، و جنگ بین آنها خواهد بود، و بخاطر این است می بینیم که آل محمد (ع) خبر می دهند که اگر سفیانی خروج کرد به طرف ما بیایید، یعنی به طرف حامل پرچم ما بیایید، صاحب هدایتگرترین پرچم ها. عَنْ سَدِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): (يَا سَدِيرُ الْزَمْ بَيْتَكَ وَ كُنْ حِلْساً مِنْ أَحْلَاسِهِ وَ اسْكُنْ مَا سَكَنَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ فَإِذَا بَلَغَكَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ). الكافي ص:264 ج :8 حديث القباب ص: 231. از سدیر گوید: امام جعفر صادق (ع) فرمود: ( ای سدیر مادامی که شب و روز ساکن است، و شب و روزی در جريان است، تو هم ساکن باش، وقتى که شنيدى سفيانى خروج کرده بيا به طرف ما ولو پياده باشى). به طرف ما بيا: و چه کسی امروز غیر از یمانی صاحب پرچم اهل بیت علیهم السلام می باشد، و اهل بیت علیهم السلام به خوبی روشن می سازند که در این زمان چه کنیم. عن أبي جعفر الباقر (ع) يقول: ( …… فأبشروا ثم أبشروا بالذي تريدون ألستم ترون أعداءكم يقتتلون في معاصي الله و يقتل بعضهم بعضاً على الدنيا دونكم و أنتم في بيوتكم آمنون في عزلة عنهم وكفى بالسفياني نقمة لكم من عدوكم و هو من العلامات لكم مع أن الفاسق لو قد خرج لمكثتم شهراً أو شهرين بعد خروجه لم يكن عليكم بأس حتى يقتل خلقا كثيرا دونكم فقال له بعض أصحابه فكيف نصنع بالعيال إذا كان ذلك؟ قال: يتغيب الرجال منكم عنه فإن حنقه و شرهه إنما هي على شيعتنا و أما النساء فليس عليهن بأس إن شاء الله تعالى. قيل: فإلى أين مخرج الرجال و يهربون منه؟ فقال: من أراد منهم أن يخرج، يخرج إلى المدينة أو إلى مكة أو إلى بعض البلدان ثم قال ما تصنعون بالمدينة و إنما يقصد جيش الفاسق إليها و لكن عليكم بمكة فإنها مجمعكم و إنما فتنته حمل امرأة تسعة أشهر و لا يجوزها إن شاء الله). الغيبة للنعماني ص 301. از امام باقر عليه السلام فرمود: (....بشارت باد شما را و باز بشارت و مژده باد شما را بدانچه مقصود شما است، و پاره اى از ايشان به خاطر دنيا عده اى ديگر را مى کشند، جدا از شما، و شما در خانه هايتان بر کنار از ايشان در امن و آسودگى هستيد، و سفيانى براى شکنجه کردن دشمن شما براى شما کافى است، و او از نشانه هائى است که به سوى شما است، علاوه بر اين، آن فاسق وقتى خروج کند شما يک ماه يا دو ماه پس از خروجش همچنان به جاى خواهيد ماند و ناراحتى براى شما پيش نخواهد آمد تا آنکه او خلق بسيارى غير از شما بکشد. يکى از اصحاب آن حضرت به او عرض کرد: هنگامى که چنان شود ما خانواده و زن و فرزند خود را چه کنيم؟ فرمود: مردان شما خود را از او پنهان مى کنند، که خشم و حرص او متوجه شيعيان ما است، و اما زنان ان شاء الله تعالى ناراحتى و مشکلى برايشان پيش نخواهد آمد، گفته شد: پس مردان به کجا فرار کنند و از دست او بگريزند؟ آن حضرت فرمود: هر کس از شما بخواهد بيرون شود به مدينه يا به مکه يا به يکى از شهرهاى ديگر بگريزد، سپس فرمود: شما در مدينه چه خواهيد کرد با توجه به اينکه سپاه آن فاسق قصد آنجا مى کند بنابراين شما را به مکه توصيه مى کنم که محل گرد آمدن شما همانجاست. فتنه او به اندازه مدت باردارى يک زن: يعنى نه ماه است و ان شاء الله از آن مدت تجاوز نمى کند). در این روایت یمانی و خراسانی کجا هستند؟ چرا سفیانی به تنهائی خروج کرده مردم را با بی رحمی می کشد؟ آیا با این روایت می توان وجود یمانی و خراسانی یا خروجشان را منکر شد؟ حديث حذلم أبن بشير مع الإمام زين العابدين (ع) عن المهدي (ع) فقال الإمام (ع): (ثم يخرج السفياني الملعون من الوادي اليابس وهو من ولد عتبة بن أبي سفيان فإذا ظهر السفياني أختفى المهدي (ع) ثم يخرج بعد ذلك). غيبة الطوسي ص294 / بحار الانوار ج52 ص291 / الحوائج والجوائح للراوندي ص1149 / معجم أحاديث المهدي (ع) ج1 ص50 / منتخب الأنوار المضيئة ص50. و حدیث حذلم ابن بشیر با امام سجاد (ع) در مورد امام مهدی (ع)، امام سجاد فرمود: (... سپس سفيانی ملعون از بيابان خشک خارج می شود، و او از فرزندان عتبه بن ابی سفیان است، پس اگر سفیانی ظهور کرد مهدی مخفی می شود، سپس بعد از آن مجدداً خروج می کند) . قال أمير المؤمنين (ع): (المهدي أقبل جعد يكون قبل المشرق وإذا كان ذلك خرج السفياني). غيبة النعماني ص316 / تفسير البرهان ج3 ص354 / بحار الانوار ج52 ص252 / المحجة ص177 / ينابيع المودة ص427 / معجم اخاديث الإمام المهدي (مكن) ج5 ص357. امیر مؤمنان (ع) فرمود: (مهدی مخمور العین، پیچیده موی است و در گونه آن حضرت خالی است و مبداء ظهور مبارکش از طرف شرق است. و اگر آنچنان شد سفيانى خروج خواهد نمود...). اشاره به خروح سفیانی قبل از مهدی اول یمانی علیه السلام. قبلاً توضیح داده شد. سفیانی یک شخصیت نیست، بلکه شخصیت متعددی دارد: یکی از سفيانى ها عمامه دارد: عن الأمام علي (ع): (ويكون السفياني قد جعلت عمامته في عنقه وسحب، فيوقفه (بين يديه) فيقول السفياني للمهدي: يا ابن عمي من علي بالحياة أكون سيفا بين يديك واجاهد اعدائك).معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) - الشيخ علي الكوراني العاملي - ج 3 - ص 96/ وفي /ج4/ص149. از امام على (ع): (سفيانى در حالى که عمامه اش را بر گردنش بسته و مى کشند، او را نزد امام مى آورند و او رو به آن حضرت کرده عرض مى کند: اى عمو زاده بر من منت بگذار و حياتى دوباره به من کرم فرما، من نيز شمشيرى خواهم بود براى تو و با دشمنانت جهاد خواهم کرد). اضافه بر آن خروج سفیانی و سپس فرو رفتگی در سرزمین بیداء یکی از علائم ظهور مقدس امام مهدی (ع) شمرده شده است، بنا بر این این مهدی کیست که با سفیانی روبرو می شود؟ قال رسول الله (ص): (لما عرج بي ربي جل جلاله أتاني النداء يا محمد قلت لبيك رب العظمة لبيك فأوحى الله عز وجل إلي يا محمد ..... وخروج رجل من ولد الحسين بن علي وظهور الدجال يخرج من المشرق من سجستان وظهور السفياني. فقلت إلهي ما يكون بعدي من الفتن فأوحى الله إلي وأخبرني ببلاء بني أمية لعنهم الله ومن فتنة ولد عمي وما هو كائن إلى يوم القيامة).بحار الأنوار ج: 51 ص: 69. رسول خدا (ص) فرمود: (هنگامی که ایزد جلیل مرا به معراج برد ندایی به من رسید: ای محمد! گفتم لبیک .... و فرمود: خروج مردی از فرزندان حسین بن علی بن ابی طالب (ع)، و ظهور دجال که از مشرق از سجستان (سیستان) خروج می کند و ظهور سفیانی. عرض کردم: بعد از این فتنه و آشوب ها چه چیزی خواهد بود؟ فرمود: پس خداوند به من وحی کرد و من را از بلای بنی امیه لعنهم الله و فتنه ی عمو زاده ام و آنچه که تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد با خبر ساخت). در اینجا سفیانی ذکر شده است که ظهوری دارد و نه خروج و نه یمانی با ایشان است و نه خراسانی!!! قال الإمام الصادق (ع): (يقدم القائم عليه السلام حتى يأتي النجف فيخرج إليه من الكوفة جيش السفياني وأصحابه، والناس معه، وذلك يوم الأربعاء فيدعوهم ويناشدهم حقه و يخبرهم أنه مظلوم مقهور ويقول: من حاجني في الله فأنا أولى الناس بالله. فيقولون: ارجع من حيث شئت لا حاجة لنا فيك، قد خبرناكم واختبرناكم).بحار الأنوار ج 52. از حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: (قائم عليه السلام مى آيد تا به نجف اشرف مى رسد از کوفه سپاهيان و ياران سفيانى به سوى او روند و مردم با حضرت باشند و اين واقعه در روز چهارشنبه خواهد بود حضرت آنها را دعوت و درباره ي حق خود با آنها گفتگو کند و به آنها خبر دهد که مظلوم و مقهور شده و مى فرمايد: هر کس درباره ى خدا با من احتجاج کند من سزاوارترين مردم به خدا مى باشم. آنها گويند به هر کجا خواهى برو ما حاجتى و نيازى به تو نداريم. ما از حال شما با خبريم و شما را آزموده ايم). روایت فوق، سپاهیان و یاران سفیانی به سوی او روند، و در اینجا صحبت از خروج نیست در ضمن سفیانی، یاران و سپاهیانش را از کجا آورده است؟ آیا ظهوری قبل از خروج خواهد داشت که مردم را جمع می کند؟ و مسئله ی دیگر: "حضرت آنها را دعوت و درباره ي حق خود با آنها گفتگو کند و به آنها خبر دهد که مظلوم و مقهور شده و مى فرمايد: هر کس درباره ى خدا با من احتجاج کند من سزاوارترين مردم به خدا مى باشم. آنها گويند به هر کجا خواهى برو ما حاجتى و نيازى به تو نداريم. ما از حال شما با خبريم و شما را آزموده ايم" و با این روایت آشکار می شود که ظهوری است و مذاکره ای بین آنها صورت خواهد گرفت و سپس بعد از اینکه نتیجه ای حاصل نمی شود خروج صورت خواهد گرفت. و بإسناده، عن الكابلي، عن علي بن الحسين (عليهما السلام) قال: (يقتل القائم (عليه السلام) من أهل المدينة حتى ينتهي إلى الأجفر ويصيبهم مجاعة شديدة. قال: فيضجون وقد نبتت لهم ثمرة يأكلون منها ويتزودون منها، وهو قوله تعالى شأنه [وَآيَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ] ثم يسير حتى ينتهي إلى القادسية وقد اجتمع الناس بالكوفة وبايعوا السفياني).الامام الثاني عشر ج2 ص 410. از على بن الحسين (ع): (قائم (ع) مى كشد از اهل مدينه تا اينكه به اجفر برسد و آنها را گرسنگى شديدى در بر مى گيرد، و غسل مى كنند و هر كدام در كنارشان غره اى كاشته مى شود و از آن مى خورند، و آن فرموده ى تعالى: [و زمينِ مرده برهانى است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‏ خورند] سپس به راه مى افتند تا اينكه به قادسيه رسند و در آنجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند). و روایت فوق تأکید بر ظهور و بیعت گرفتن قبل از خروج کرد: "در آنجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند". وباسناده رفعه إلى جابربن يزيد، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: (إذا بلغ السفياني أن القائم قد توجه إليه من ناحية الكوفة، يتجرد بخيله حتى يلقى القائم فيخرج فيقول: أخرجوا إلى ابن عمي، فيخرج عليه السفياني فيكلمه القائم (عليه السلام) فيجئ السفياني فيبايعه ثم ينصرف إلى أصحابه فيقولون له: ما صنعت؟ فيقول: أسلمت وبايعت فيقولون له: قبح الله رأيك بين ما أنت خليفة متبوع فصرت تابعاً فيستقبله فيقاتله، ثم يمسون تلك الليلة، ثم يصبحون للقائم (عليه السلام) بالحرب فيقتتلون يومهم ذلك. ثم إن الله تعالى يمنح القائم وأصحابه أكتافهم فيقتلونهم حتى يفنوهم حتى أن الرجل يختفي في الشجرة والحجرة، فتقول الشجرة والحجرة: يامؤمن هذا رجل كافر فاقتله، فيقتله، قال: فتشبع السباع والطيور من لحومهم، فيقيم بها القائم (عليه السلام) ما شاء. قال: ثم يعقد بها القائم (عليه السلام) ثلاث رايات: لواء إلى القسطنطينية يفتح الله له ولواء إلى الصين فيفتح له، ولواء إلى جبال الديلم فيفتح له).الامام الثاني عشر ج2 ص 411 المكتبه الشامله. از امام محمد باقر (ع) فرمود: (هنگامی كه سفيانى متوجه مى شود حضرت قائم عليه السلام از سمت كوفه بسوى او مى آيد، همراه سپاهيانش مى آيد تا حضرت قائم عليه السلام را ملاقات مى نمايد حضرت با او صحبت كرده و سفيانى با آن حضرت بيعت مى نمايد، وقتى پيش يارانش بر مى گردد به او مى گويند، چه کردی؟ می گوید: تسلیم شدم و بیعت کردم. پس به او می گویند: خداوند تو را سرزنش كند، تو پس از آنكه خليفه و حاكم شدى چرا بيعت كردى و تسليم شدى، از اطاعت او خارج شده و با او مى جنگند و فرداى آن شب به جنگ با حضرت مى پردازند و در طول روز مى جنگند تا آنكه خداوند حضرت قائم و يارانش را قدرت داده و يارى مى نمايد، تا آنكه تمامى دشمنان را مى كشند و نابود مى سازند. تا آنجا كه اگر يكى از آنان پشت سنگ يا درختى پنهان شوند، سنگ و درخت به زبان آمده، و مى گويند، اى مؤمن، كافرى پشت من پنهان شده او را بكش، و او هم مى كشد: تا جائيكه درندگان و پرندگان از گوشت آنان سير مى گردند. و تا وقتى كه خدا بخواهد حضرت حكومت خواهد كرد. سپس حضرت سه گروه را به قسطنطنيه، چين و ديلم مى فرستد و خدا هر سه را براى او فتح مى نمايد). روایت فوق یکی دیگر از سفیانی ها را ذکر می کند که با قائم (ع) بیعت می کند. همچنین که هیچ صحبتی از خروج خراسانی همزمان با آنها نشده است. این هم یکی سفیانی دیگر: علي الحسن بن محمد، عن جعفر بن محمد، عن إبراهيم بن عبدالحميد، عن أبي أيوب الخزاز، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر الباقر (عليهما السلام) قال: (السفياني أحمر أشقر أزرق لم يعبدالله قط ولم ير مكة ولا المدينة قط يقول: يارب ثاري والنار، يا رب ثاري والنار).الامام الثاني عشر ج2 ص 265. ابو ايوب خزاز، از محمد بن مسلم، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود: (رنگ چهره ى سفيانى قرمز وبور و چشمانش آبى رنگ مى باشد، او هرگز خدا را نپرستيده، و مكه و مدينه را نديده است مى گويد: اى خدا خونخواهى و آتش، خونخواهى و آتش، حتى اگر به جهنم و آتش بروم).